اصطلاحات پرکاربرد در حوزه کاردرمانی

مطمئنا وقتی به  کلینیک کاردرمانی مراجعه میکنید درمانگر اصطلاحات زیادی  بکار میبرند در این متن تلاش کردیم تا شما را با  اصطلاحات پرکاربرد در حوزه کاردرمانی اشنا کنیم. امیدواریم این مطلب برای شما مفید باشد.

Motor learning

کسب و اصلاح مهارتهای حرکتی یاد گرفته شده به مرور زمان می باشد؛

که شامل فرآیندهای درکی و شناختی برای code کردن برنامه های حرکتی متنوع می باشد.

Motor control نتیجه یادگیری حرکتی است که دربرگیرنده :

۱-توانایی انجام و ایجاد حرکات هدفمند اندام ها

۲-و تطابقات پوسچرال در پاسخ به فعالیت ها و تقاضاهای محیطی می باشد.

Brain plasticity

توانایی مغز برای سازماندهی دوباره مهارتهای جدید یا ایجاد راههای جدید است.

Dynamic system theory

رویکردهای مدرن motor cotrol برپایه تئوری سیستم های دینامیک می باشد که رفتار حرکتی را به عنوان یک تعامل دینامیک بین فاکتورهای مراجع (حسی،حرکتی،درکی،شناختی،روانی و اجتماعی) ، context (فیزیکی،اجتماعی،فرهنگی ،تمپورال،شخصی و معنوی) و occupation می باشد که باید انجام شود تا فرد برای نقش هایش قادر شود را تلقی می کند.

تئوری سیستم های دینامیک بر پایه مدل heterarchial می باشد که هرکدام از component ها (client-occupational performance- و محیط) را به عنوان جزء حیاتی تلقی می کند.

در تعامل دینامیک که ساپورت کننده ی توانایی مراجع برای درگیر شدن در فعالیت می باشد.

بنابراین حرکت و کنترل حرکتی در نتیجه تعامل دینامیک بین subsystem ها می باشد.

به علاوه هر تغیری در سیستم ها تاثیراتی روی همه subsystem ها دارد.

برای مثال یک CVA می تواند منجر به تغیر در sensory motor ،شناخت و مهارتهای درکی در فرد شود که در motor conrol درگیری در کار و توانایی مددجو برای تسلط بر محیطشان تحت تاثیر قرار می گیرد.

Heterarchial model برعکس مدل hirarchial می باشد که اعتقاد دارد که مراکز بالاتر در CNS مراکز پائین زیرمجموعه خود را تحت کنترل می گیرند.

رویکردهای …..مثل NDT-PNF و تئوریهای ROOD و برونستروم بر پایه مدل hierarchial می باشند.

Task-oriented approach 

این رویکرد برای بهبود حرکتی بر پایه اصول سیستم های دینامیک می باشد که در آن عملکرد کاری و بهبود حرکتی در نتیجه تعامل دینامیک بین شخص و محیط و occupation که انجام می دهد ،اتفاق می افتد.

در کاردرمانی این رویکردOccupational-based و client-center می باشد که بر روی قادرسازی مراجع برای بهبود حرکتی از طریق occupation ،استفاده ازاشیاء واقعی و محیط واقعی و occupation معنادار تمرکز می کند .

تحقیقات نشان داده است که استفاده از اشیاء واقعی و محیط نتیجه بهتری نسبت به استفاده ازاشیا شبیه سازی شده برای بهبود حرکات فانکشنال می دهد.

همچنین مراجع باید فرصت کافی داشته باشد تا بتواند با استفاده از استراتژیهای گوناگون مشکلات حرکتی اش را در زمینه محیط های متنوع حل کند.

تحقیاقات نشان داده است context های محیطی نقش کلیدی در در انتقال و کسب مهارتهای حرکتی ایفا می کند.occupation هایی که از COPM توسط مریض انتخاب می شوندمی توانند انگیزه مریض رابرای حل مشکل با استفاده از استراتژیهای مختلف افزایش دهد.

client-center

یک برنامه درمانی درمانی که همکاری بین درمانگر و مراجع ریخته می شود می تواند به مریض در انجام موثر نقش ها و بازدهی بیشتر و همکاری بهتر کمک کند.

تحقیقات نشان می دهد که client-center و occupational –based می توانند به مددجو در بدست آوردن اهداف شخصی کمک کند.

تحقیقات نشان داده که استفاده از یک رویکرد occupational-based در بهبود حرکتی …… از تمرینات rote(از روی عادت کاری را انجام دادن)می باشد.

همچنین درگیر کردن مراجع از ابتدا تا انتهای فعالیت می تواند نتیجه خیلی موثرتر و پاسخ حرکتی هماهنگ تر از وقتی که فقط در قسمتی از فعالیت درگیر شود ،بدهد.

آنالیز فعالیت باید برای آنالیز حرکات ضروری برای انجام یک وظیفه کامل باید انجام شود.

یک up grading وdown grading از فعالیت ها باید برای انجام موفقیت آمیز و اینکه بیمار احساس کند به هدفش نزدیک می شود باید انجام شود.

Constraind-induced theraphy :C-I-T و یا forced use

یک تکنیک طراحی شده برای افزایش استفاده از اندام ضعیف یا فلج می باشد.

و اعتبارش بیشتر به خاطر افزایش سرعت فرآیند بازسازی نقشه کورتیکال می باشد.

همچنین C-I-T بر پایه اصول سیستم های دینامیک و task-oriented برای کسب کنترل حرکتی می باشد.

در رویکردهای دیگر بیمار یاد می گیرد که از دست قویتر کمتر استفاده کند و از درگیر برای انجام ADL استفاده کند.

این نوع از درمان عدم استفاده آموخته (learned nonuse )اندام قویتر را پرورش می دهد.

learned nonuse برای اندام مبتلا در اثر استفاده از اندام سالم اتفاق می افتد.

learned nonuse یا C-I-T برای زمانیکه که فرد فراموش می کند که به طور موثرتری از اندام درگیر استفاده کند تجویز می شود.

وقتی که یک ارگانیسم در محیط حرکت می کند و اشیا را دستکاری می کند همزمان فیدبک های حسی از منابع مختلف دریافت می کند .

بینایی –شنوایی،حس عمقی و حس حرکت یا ا اطلاعات حسی مهم را برای حرکات مهارتی فراهم می کند.

input های آوران اطلاعات را از طریق ریشه های خلفی به نخاع می رسانند.

shaping

تکنیک دیگر shaping می باشد که بهبود چشمگیر در بهبود عملکرد حرکتی در موقعیت های روزمره زندگی می دهد.روش های shaping تکنیک های رفتاری می باشند.که بازدهی حرکتی دلخواه را در زمان کم و رشد متوالی می دهند.تکنیک shaping به مریض اجازه می دهد که از لحاظ عملکردی موفق باشد بدون اینکه(و یا با بهبودی خیلی کم)بهبود حرکتی داشته باشد.

اصطلاحات پرکاربرد در حوزه کاردرمانی/اصطلاحات پرکاربرد در حوزه کاردرمانی/اصطلاحات پرکاربرد در حوزه کاردرمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست