صدمات حنجــــره يا تروژنيك حنجــــره

در این مطلب میخواهیم شما را با انواع صدمات حنجــــره يا تروژنيك حنجــــره آشنا کنیم.

 تروماي ناشي از انتوباسيون :

یکی از صدمات حنجــــره آسيب هاي ناشي از انتوباسيون بعلت عدم مهارت لوله گذاري يا لوله گذاري در شرايط نامساعد ( چه از نظر وضعيت دادن به بيمار ناشي از وضعيت آناتوميك و چه از نظرعدم امكان وضعيت دادن مناسب لوله گذاري به علت آسيب هايي مثل آسيب هاي مهره اي و چه به علت وضعيت آناتوميك دندانها يافكين يا زبان يا حلق و حنجره ) بوجود مي آيد.

آسيب هاي ناشي از انتوباسيون شامل در رفتگي كريكوآرتينوئيد ،‌آسيب طنابهاي صوتي و پارگي مخاط حنجره ميشود.

آسيب حنجره ناشي از انتوباسيون ميتواند به علت انتخاب لوله نامناسب باقطر راه هوايي بيمار باشد.

علت ديگر آسيب حنجره ناشي از لوله تراشه ميتواند به دليل عدم بيهوشي عميق در مدت بيهوشي باشد كـه ميتوانـد در سطح مـديال زائده وكاليس غضروف آرتينوئيد زخم و نهايتاً گرانولوماي تماسي ايجاد نمايد.

انتوباسيون طولاني مدت(بيش از ۲-۷ روز)ميتواندبه جهت تماس لوله آندوتراكئال باحنجره ياCUFF لوله به حنجره وناي آسيب واردنمايد.

عوامل موثردرآسيب انتوباسيون طولاني مدت شامل شكل لوله(لوله انعطاف پذير بهتر است)،جنس لوله(جنس RUBBER آسيب زاست )،اندازه لوله (لوله كوچك يابزرگ نسبت به قطرحنجره آسيب زاهستند)،وجود ضايعه درحنجره (مثل GERD CROUP ياسايرعلل التهاب)،وجود ديس فونكسيون موكوسيليري ، وجود بيماريهاي حادومزمن دربيمار(مثل نارسايي قلب وريه وكبدوكليه….)،وجود لوله نازوگاستريكCUFF, لوله (نوع حجم بالاوفشارپائين كمترآسيب مي زند)ولوله گذاري در بچه هاي زير دو سال( بايد نوع بدون CUFF با شد)ميشود.

پاتولوژي هاي ناشي ار انتوباسيون طولاني شامل :

۱- پرخوني و ادم و زخم هاي سطحي كه نهايتاً بهبود پذيرند.

۲- ادم و زخم ساب گلوت كه منجر به تنگي ساب گلوت ميشود.

۳- بافت گرانولاسيون روي زائده وكاليس آريتنوئيد يابهبودمي يابديا فيبروزه ميشود ويا چسبندگي اينترا آريتنوئيد بوجودمي آورند.

۴- زخم آنولردرگلوت خلفي منجر به تنگي گلوتيك خلفي ميشود.

۵- صدمات حنجره ناشي از لارنگوسكوپي و برونكوسكپي وازوفاكوسكپي ريژيد مثل صدمات ناشي از انتوباسيون مي باشند.

عفونتها وتظاهرات بيماريهاي سيستميك در حنجره

بيماريهاي التهابي حنجره برحسب اتيولوژي شامل :

۱- عفوني :ويرال ،باكتريال ، قارچي كه ميتوانند حاد يا مزمن باشند.

۲- آلرژيك

۳- بيماريهاي اتوايمون

۴- تروماتيك : شيميايي ،حرارتي ، مكانيكال ( ضربه هاي داخلي يا خارجي )

تاريخچه درتشخيص عفونتهاي حادومزمن بسيارمهم است وبايد به عواملي مثل شدت ونحوه پيشرفت علائم(بخصوص تنگي نفس )و علائم ونشانه هاي سيستميك و عوامل زمينه ساز توجه داشت.

لارنگوتراكئيت يا CROUP :

شايعترين و مهمترين عفونت حنجره است .

در بچه هاي ۳-۱ سال و در ابتداي زمستان شايع است و به شكل اپيدميك تظاهر مي نمايد .

ويروسهاي شايع عامل بيماري شامل پارانفلونزاي ۱و۲و آنفلونزاي A مي باشند.

بيماري با سرماخوردگي شروع شده و سپس تب ، سرفه هاي خروسكي ( BARKING) ،تنگي نفس و استرويدور ظاهر ميشود.

ادم وتجمع ترشح در ناحيه كريكوئيد ( ساب گلوت كه تنگ ترين ناحيه راه هوايي كودكان است )وجود دارد.

در موارديكه CROUP بيش از هفت روز طول كشيد يا در اطفال زير يك سال ملاحظه شد ( كروپ آتي پيك نام دارد ) بايد به فكر جسم خارجي يا همانژيوم ساب گلوت و آنومالي مادرزادي حنجره و يا تراكئيت باكتريال باشيم.

تشخيص هاي افتراقي كروپ شامل اپي گلوتيت حاد،جسم خارجي، تنگي هاي تروماتيك حنجره، تنگي هاي تروماتيك حنجره وساب گلوت و كروپ اسپاسموديك ميشود.

آنومالي هاي مادر زادي حنجره، باتوجه به تاريخچه ،‌معاينات ، راديوگرافي گردن وقفسه صدري از هم افتراق داده ميشوند.

درمان كروپ شامل بخورسردبادستگاه NEBULIZER همراه با آدرنالين RACEMIC ودگزامتازون (به شكل ۰٫۶mg /kg , STAT ) و هيدراته كردن بيمار ميشود.

در صورت ديسترس تنفسي( بالا رفتن CO2 خون ) و پيدايش علائم نورولوژيك ناشي از هيپوكسي و كاهش تعداد تنفس بايد بيمار به ICU منتقل و انتوباسيون يا تراكئوتومي بعمل آيد و انتوباسيون يا تراكئوتومي ۳-۲ روز باقي مي ماند تا ادم ساب گلوت با درمان كاهش يابد وسپس لوله خارج ميشود.

سوپراگلوتيت حاد (‌اپي گلوتيت حاد ) :

يك عفونت حاد باكتريال ناحيه سوپرا گلوت ( شامل قاعده زبان ) ،اپي گلوت ،چين هاي آري اپيگلوتيك وطنابهاي صوتي كاذب )مي باشد.

اتيولوژي آن هموفيلوس آنفلونزاي B (80% موارد ) ، استرپتوكك هموكتيك A ،استافيلوكك ها و گاهي ويروسها مي باشد (‌ويروسها ي عامل عفونتهاي دستگاه تنفس فوقاني ).

با استفاده از واكسن HIB در سالهاي اخير در كشورهاي غربي شيوع آن كاهش يافته است .

بيماري در كودكان به شكل تب بالا، ريزش بزاق از دهان (به جهت ادينوفاژي و عدم مكث در تنفس هنگام بلع بيمار بلع انجام نمي دهد) ،‌ادينوفاژي ( سبب افتراق از كروپ است ) ، گلو درد و تنگي نفس تظاهر ميكند كه وخامت تنفسي از شروع علائم ظرف ۶-۲ ساعت ميتواند عارض شود.

درمعاينه بيمار تنفس سطحي و تند دارد و حداقل حركت را دارد و سربالا و گردن به جلو خم مي باشد ( به منظور جلوتر قرار گرفتن زبان براي تنفس بهتر ) .

از تحريك قاعده زبان بايد پرهيز كرد و با مشاهده علائم بايد C.B.C ، كشت خون ،راديوگرافي نيمرخ ناحيه گلو و حنجره انجام گيرد.

تشخيص افتراقي اين بيماري با كروپ ، جسم خارجي مي باشد كه با توجه به سابقه و علائم و راديو گرافي قابل افتراق مي باشد.

درمان شامل بستري در بخش ICU ، هيدراته كردن و تجويز وريدي سفوركسيم يا سفترياكسون مي شود.

يك مورد اورژانس گوش وحلق وبيني است و وجود اطاق عمل و ICU مجهز جهت بيهوشي و انتوباسيون و ياتراكئوتومي ضروريست و ۴۸ –۲۴ ساعت پس از انتوباسيون تراكئوتومي لوله خارج ميشود و۶ ساعت در ICU تحت نظر قرار داده ميشود ودر صورت نبودن مشكل تنفس به بخش انتقال مي يابد و در مان داروئي ادامه پيدا ميكند.

۹۴% مـوارد نيـاز بـه انتوبـاسيون يـا تراكئوتـومـي دركـودكـان مي باشد.

سوپرا گلوتيت در بالغين درتعداد اندكي از بيماران به شكل تنگي نفس تظاهر مي كند (كه در بيشتر اين موارد در كشت خون هموفيلوس آنفلونزاي B رشد ميكند) .

اكثر اپي گلوتيت هاي حاد بزرگسالان علائم ضعيف تري دارند.

در معاينه برخلاف كودكان مشاهده مستقيم سوپراگلوت خطرناك نيست و ميتوان لارنگوسكپي فلكسيبل يا تلكسوپ يا لارنگوسكپي غير مستقيم انجام داد.

در بچه ها ناحيه سوپراگلوت متورم و فوق العاده قرمز است در حاليكه در بزرگسالان ادماتو و رنگ پريده است .

در بزرگسالان اپي گلوتيت حاد باكتريال ميتواند تشكيل آبسه ( بطور شايع در سطح زباني اپيگلوت ) اپيگلوت دهد .

در درمان اپي گلوتيت حاد بزرگسالان مثل كودكان است .

عفونتهاي مزمن اختصاصي حنجره:

شامل سل ، سفيليس ، جذام ،هيستوپلاسموز ، بلاستو مايكوز ، كريپتوكوكوز ،كوكسيديومايكوز، اكتينو مايكوز كانديدياز و آسپرژيلوز ميشود.

اين بيماريها با توجه به سابقه بيمار ومعاينه بعمل آمده مطرح ميشود كه با آزمايشات مربوطه و لارنگوسكوپي و بيوپسي ضايعه حنجره تشخيص محرز ميشود.

سل حنجره از شايعترين بيماريهاي گرانولوماتوز حنجره است كه در گذشته ميكروارگانيسم توسط خلط از ريــه به حنجره انتشار مي يافت و بيشتر قسمت خلفي طنابهاي صوتي و آرتينوئيد ها و اينترا آرتينوئيد را قبلاً مبتلا ميكرد ولي در سالهاي اخير بيشتر انتشار هماتوژنيك داشته و نواحي سوپراگلوت را مبتلا ميسازد.

تشخيص با توجه به سابقه بيمار و راديوگرافي قفسه صدري و PPD و بيوپسي حنجره و كشت خلط مي باشد.

تشخيص افتراق سل حنجره با ساير بيماريهاي گرانولوماتوز و تومورهاي حنجره مي باشد.

كانديدياز خفيف حنجره در جريان درمان آنتي بيوتيكي يا بدنبال راديوتراپي ملاحظه ميشود ولي كانديدياز شديد در AIDS و يا بدنبال كموتراپي ملاحظه ميشود.

سفيليس حنجره اوليه نادر است .

سفيليس در مرحله دوم بيماري به شكل هيپرامي منتشر يا راشهاي ماكولوپاپولر و بيشتر هم در ناحيه سوپرا گلوت تظاهر ميكند.

سفيليس مرحله سوم در حنجره به شكل انفيلتراسيون گوماتوز، ندولر و منتشر تظاهر ميكند كه ممكنست زخم شوند.

تشخيص با توجه به سابقه و معاينه باليني و نهايتا ً لارنگوسكوپي و بيوپسي و تست هـــــــاي سرو لوژيك مي باشد.

حنجره دومين محل شايع ابتلا در جذام سر وگردن ا ست و فرم لپرماتو شايعترين شكل آن است كه در حنجره به شكل ادم ندولر يا ارتيروماتو در نواحي سوپراگلوت و گلوت تظاهر ميكندو سپس زخم و اسكار بوجود مي آورد و منجر به استنوز حنجره ميشود.

تشخيص بر پايه سابقه و معاينات باليني و لارنگوسكوپي و بيوپسي مي باشد.

ابتلاي حنجره در بيماريهاي سيستيمك

آرتريت روماتوئيد ۳۰-۲۰ % موارد حنجره را مبتلا ميسازد كه علائم آن به شكل احساس توده در حلق و گرفتگي صدا ،تنگي نفس استريدور و ديسفاژي مي باشد.

در شكل حاد، حنجره دردناك و در معاينه التهاب وجود دارد ولي در شكل مزمن مفصل كريكوآرتينوئيد انكيلوزه ميشود.

يافته ديگر باليني ميتواند به شكل ندولهاي روماتوئيد زير مخاطي حنجره باشد.

تظاهرات لوپوس اريتروماتوز منتشر در حنجره در ۱۳-۳/۰ % بيماران ملاحظه ميشود.

علائم آن به شكل گرفتگي صدا، گلو دردو تنگي نفس است .

ابتلاي حنجره بيشتر در طنابهاي صوتي و مفصل كريكوآرتينوئيد است ولي ميتواند در سوپراگلوت و ساب گلوت نيز ملاحظه شود.

يافته هاي باليني در حنجره به شكل ادم،ارتيم و بي حركتي طنابهاي صوتي يك طرفه يا دو طرفه مي باشد.

حنجره در ۵۰% موارد پريكوندريت عود كننده مبتلا‌ميشود.

ابتلاي حاد حنجره به شكل گرفتگي صدا و استريدور و تنگي نفس مي باشد.

تكرار حملات نهايتاً منجر به تنگي ساب گلوت ميشود.

حنجره ۵-۳ % موارد ساركوئيدوز گرفتار ميشود و بيشتر ناحيه اپي گلوت را در گير مي كند.

در معاينه در ابتدا به شكل ندولهاي سفيد يا قهوه اي كه نهايتاً بهم مي پيوندند واپي گلوت به شكل يك توده رنگ پريده و ادماتو در ميآيد.

تورم اپي گلوت سبب تنگي نفس ميشود. نواحي ديگر حنجره كمتر مبتلا ميگردد.

گرانوماتوز وگنر ۵/۸% موارد حنجره را گرفتار ميسازد. معمولاً به شكل توده زير مخاطي در ناحيه ساب گلوت تظاهر ميكند و ۲۵% موارد اولين علامت بيماري است .

آميلوئيدوزاوليه ميتواندمنتشروياگرفتاري يك ارگان راهمراه داشته باشد ودرهر دوفرم بندرت حنجره گرفتارميشود.

تظاهرات آن به شكل گرفتگي صدا و استريدور است .

در معاينه طنابهاي صوتي ودهليز حنجره و طنابهاي صوتي كاذب داراي توده خاكستري صورتي زير مخاطي مي باشند.

بيماريهاي مخاطي خوش خيم طناب صوتي

ندول طناب صوتــي

اين ضايعه بيشتر در پسرها و خانمها حراف و افرادي كه شغلشان با حرف زدن زياد همراه باشد ديده ميشود.

(در بيماران با شكاف كام نيز ديده ميشود).

در اثر استفاده زياد از صد ا ابتدا ادم و كنژسيون در فضاي رينكه ( REINKE ) ايجاد ميگردد و در طي زمان تبديل به هيالين ميشود كه با تغييرات اپي تليوم همراه ميگردد واين تغييرات در ناحيه اي اتفاق مي افتد كه درهنگام ارتعاش بيشترين نيرو به آن وارد ميشود.

قسمت مياني طناب صوتي مامبرانو ) .درافراد مستعد گرفتگي صدا به شكل متناوب تظاهر مي كند كه نهايتاً‌دائمي ميشود.

تشخيص با لارنگوسكپي غير مستقيم يا تلكسوپ ۹۰ درجه و استـفاده از استـيربـوسكوپ مـي بـاشدكـه بـه صـورت برجستگي مخاطي در حد ثلث مياني وقدامي طناب هاي صوتي در طرف ملاحظه ميشود.

درمان شامل هيدراته كردن بيمار، بخور ،درمان آلرژي يا GERD همراه ، دو هفته استراحت صوتي و سپس صحبت درماني مي باشد .

در صورتيكه با حداقل سه ماه درمان ندول از بين نرود بايد تحت بيهوشي عمومي ميكروسرجري ندول صورت گيرد.

صدمات حنجره
پوليپ طناب صوتــــي

در مردان و افرادي كه بلند حرف ميزنند بيشتر ديده ميشود ( ونيز در افرادي كه مصرف داروهاي ضد انعقاد دارند).

در اثر نيروهاي وارده به طناب صوتي ناشي از تكلم خونريزي زير مخاطي و تجمع خـون ونـهايـتاً هيالنيزه شـدن آن و هيپرواسكـولاريـتي استروما بوجودميآيد كه آنرا پوليپ طناب صوتي مي ناميم.

علائم با گرفتگي صداي ناگهاني و ماندگار ( بدنبال استفاده شديد از صدا بوجود آمده است) تظاهر مي كند.

در لارنگوسكوپي توده يك طرفه به اندازه هاي مختلف در حد فاصل ثلث مياني و قدامي طناب صوتي (كه پديكولر مي باشد). ملاحظه ميگردد.

درمان شامل قطع داروهاي ضد انعقادي ( در حد امكان ) ،درمان GERD همراه ، استراحت صوتي ( اگر ضايعه جديد باشد ) ونهايتاً جراحي و تحت بي هوشي عمومي و بروش ميكروسرجري پوليپ برداشته شود.

پوليپ منتشر دو طرفه طناب صوتي

در خانمهاي سيگاري و حراف شايعتر است .

پـاتـولـوژي به شكل التهاب وادم منتشرفضاي رينكه مي باشد.

علت مراجعه بيماران بيشتر ديسفوني است و بيمار اظهار ميدارد كه پشت تلفن صدا مردانه بنظر ميرسد وگاه از شدت تورم خرخر شبانه عارض ميشود .

در لارنگوسكپي تمام طول طناب هاي صوتي متورم مي باشد .وحالت سوسيس دارد.

درمان شامل توقف سيگار كشيدن ،درمان هيپوتيروئيدي همراه ، استراحت صوتي ، نهايتاُ در صورت عدم پاسخ به درمان بايد تحت بيهوشي عمومي ميكروسرجري طناب صوتي صورت پذيرد.

گرانولوما يا زخم تماسي :

در مردان ، صاحب مشاغلي مثل وكلا و معلمين ،افرادي كه عادت سينه صاف كردن دارند و بيماران مبتلا‌به GERD ديده ميشود. ـ

به عـلت ضـربـه هاي شديـد ناشي از برخورد سطح مديال زوائد وكاليس بهم موكوپريكوندر ناحيه زخم ميشود ونهايتاً تحريكاتي( مثل GERD )تماس اسيد معده با زخم منجر به تداوم زخم و تشديد التهاب وتشكيل گرانولوم ميشود.

علائم به شكل درد در وسط غضروف تيروئيد يك طرفه ( كه گاه به گوش طرف مبتلا انتشار دارد) وگرفتگي صدا ( در صورت پيدايش گرانولوم عارض ميشود) مي باشد.

درمعاينات بايد به علائم GERD توجه داشت .

در لارنگوسكوپي زخم يا گرانولوم بر روي زائده وكاليس يك طرف مشاهد ميشود.

درمان شامل درمان GERD همراه و استراحت صوتي مي باشد كه در صورت شكست درمان ، تحت بيهوشي بروش ميكروسرجري گرانولوم برداشته ميشود و به عمق زخم استروئيد تزريق ميشودو درمان GERD پس از عمل ادامه مي يابد.

لارنگوسل

در انتهاي قدامي ونتريكول حنجره حفره اي وجود دارد كه ساكول ناميده ميشود كه پر از غددمخاطي مي باشد و سبب مرطوب ماندن طنابهاي صوتي ميشود.

اگر چنانچه اين ساكولها بسط زيادي پيدا كنند لارنگوسل گفته ميشود وميتواند يافقط در سوپرا گلوت(در فضاي پارگلوتيك )باشد و سبب تورم نواحي طناب صوتي كاذب و چين آري اپيگلوتيك شود(كه به آن لارنگوسل داخلي گويند) و يا اينكه به بالاتر توسعه يافته و از مامبران تيروهيوئيد به خارج بسط يابد (كه به آن لارنگوسل خارجي گويند) و يا اينكه هر دو حالت باشد( آنر ا لارنگوسل مخلوط گويند) .

در داخل اين فضا هوا وجود دارد و با محوطه حنجره ارتباط دارد.

در مردان و سفيد پوستان شايعتر است و بيشتريكطرفه مي باشد و در سنين متوسط عمر تظاهر ميكند.

علائم شامـل گـرفتـگي صـدا،تـورم نـاحيه تيروهيوئيد درگردن(بازورزدن بزرگترميشود)،استريدور .گلودرد،خرخر،سرفه وديسفاژي مي باشد.

درمعاينه به شكل تورم نرم درگردن وتورم درنواحي طناب صوتي كاذب وچين آري اپيگلوتيك ميباشد.

در سي تي اسكن در پاراگلوت كيسه هوا ديده ميشودو درمان شامل جراحي كه از طريق گردن تحت بيهوشي عمومي لارنگوسل تا مدخل ساكول كامل خارج ميشود.

كيست ساكولر حنجره :

در صورت بسته شدن دهانه ساكول تجمع ترشح مخاطي در ساكول بوجود مي آيد و تدريجاً تحت فشار ساكول پر از ترشح رشد ميكند و مثل لارنگوسل به بالا بسط مي يابد.

علائم و نشانه آن مثل لارنگوسل است و فقط در سي تي اسكن به جاي هوا دركيست مايع ملاحظه ميشود.

در كودكان و بالغين وخانمها وآقايان ميتواند روز نمايد.

در بالغين بايد حتماً دهانه ساكول جهت نئوپلاسم زمينه ساز كيست ساكولر بررسي شود.

درمان جراحي آندوسكپيك و ميكروسرجري ضايعه مي باشد.

تومورهاي خوش خيم حنجره

انواع تومورها با منشا بافت پوششي ، غددي ، هم بند ، عصبي وعروقي در حنجره ممكنست ملاحظه شود .

در اين قسمت فقط تومورهاي شايع حنجره به اختصار بيان ميشود:

پاپيلوماتوز تنفسي راجعه :

شايعترين تومور خوش خيم حنجره مي باشد ( ۸۵%) .

شيوع آن در ۳/۴- ۸/۱ در يكصد هزار كودك است .

اين تومورناشي ازويروس پاپيلو ويروس انساني مي باشد(HPV)ودركودكاني كه مادرشان كونديلوماتاي ژنيتال داشته اند ديده ميشود .

دو نوع بالغين و جوانان دارد.

نوع بالغين به شكل پاپيلوم منفرد بوده و بيشتر در سوپراگلوت ( بطور تصادفي كشف ميشود) ديده ميشود.

ميتواند علائمي به شكل احساس جسم در حلق داشته باشد.درمان آن لارنگوسكپي و ليزر تومور است .

پاپيلوما توز جوانان در كودكان به شكل ديسفوني ،تنگي نفس و استريدور تظاهر ميكند.تشخيص با لارنگوسكپي و مشاهده تود ه هاي پشته پشته در طول طناب هاي صوتي ( نماي توت را دارد ) مي باشد.

درمان آن نيز لارنگوسكپي و ليزر تومور مي باشد .

حتي الامكان تراكئوتومي به جهت احتمال ابتلاي محل تراكئوتومي به تومور بايد پرهيز كرد .

بيماري راجعه و نياز به جراحي هاي مكرر دارد.

در مواريكه عود زياد باشد ميتوان از انيترفرون يا متوتركسيت وداروهاي ديگر جهت كنترل بيماري سود جست .

همانژيوماي حنجره

در شيرخواران ودر۶ماه اول زندگي تظاهرميكند وگاه باهمانژيومها پوست ولب همراه هستنددرشيرخواران نوع كاپيلري است.

علائم به شكل تنگي نفس( گاه با كروپ اشتباه ميشود ) و استريدور مي باشد.

در لارنگوسكپي توده نرم زير مخاطي در ناحيه ساب گلوت مشاهده ميشود.

درمان شامل استروئيد در تنگي نفس شديد مي باشد.

اگر به استروئيد جواب نداد و تنگي نفس باقـي مـانـد تـراكئوتـومي انـجام مـيشود.

با افزايش سن و بزرگتر شدن ناحيه ساب گلوت تنفس بهبود مي يابد.

در بزرگسالان همانژيوم در ناحيه ساب گلوت بوده واز نوع كاورنو است و علائم شامل ديسفوني و گاه خونريزي مي باشد و درمان شامل استروئيد تراپي يا رادياسيون است .

تومورهاي با منشا غدد مخاطي

شامل تومور ميكسد خوش خيم و انكوسيتو ما ( نادرند) .

بيشتر در سوپراگلوت ملاحظه وتشخيص با لارنگوسكپي و بيوپسي است .

تومورهايي با منشا عصبي

شامل نوروفيبروم و شوانوم است كه بيشتر در سوپراگلوت ديده ميشود.

تومورهاي بدخيم حنجره
 اسكواموس سل كارسينوما 

۹۵% كانسرهاي حنجره را شامل ميشود . ۲/۳% كانسر مردان و ۴/۰% كانسر زنان راتشكيل ميدهد .

احتمال كانسر همزمان با آن ۸-۴% و كانسر ثانويه متاكرونوس ۲۰-۱۵% ا ست در سنين ۶۰-۵۰ شايعتر است .

نسبت ابتلاي مرد به زن ¼ است .

عوامل مرتبط باكانسرحنجره شامل تنباكو،الكل،ابتلابه پاپيلوويروسها،سابقه راديو تراپي وسابقه كانسرنواحي ديگرسرو گردن ميشود.

۵۹% موارد كانسر گلوتيك و ۴۰% موارد سوپرا گلوتيك و۱% ساب گلوتيك مي باشد.

۶۰% را موارد تومور بدون متاستاز لنفاوي و دور دست است و ۲۵% موارد كانسر حنجره با متاستاز لنفاوي در موقع تشخيص همراه است و ۱۵% موارد كانسر حنجره موقع تشخيص با متاستاز لنفاوي ودور دست همراه است .

حنجره به سه قسمت سوپراگلوتيك و گلوتيك و ساب گلوتيك تقسيم ميشودو قسمتهاي فوق از طريق فضاي پاراگلوتيك (امكان بسط تومور از يك قسمت به قسمت ديگر را دارند) بهم ارتباط دارند .

قسمت سوپرا گلوت شامل اپي گلوت ، چين هاي آري اپيگلوتيك ، طنابهاي صوتي كاذب و آرتينوئيد ها ميشود.

قسمت گلوت شامل طناب صوتي حقيقي است كه درجلوتا۱۰ميليمترزيرلبه آزادطناب صوتي ودرعقب تا۵ميليمتر زيرلبه آزادطناب صوتي ادامه داردميشود.

ونتريكول حنجره مرز بين سوپراگلوت و گلوت مي باشد و در بالا به سطح زير طنابهاي صوتي كاذب ودر پائين به سطح فوقاني طناب صـوتـي حقـيقي مـحـدود مـيشود ودر سـطح جـانـبـي مخاط و نتريكول مستقيماً به پريكوندر غضروف تيروئيد تكيه دارد.

قسمت ساب گلوتيك از زير ناحيه گلوتيك شروع و به لبه تحتاني كريكوئيد ختم ميشود.

زير مخاط ناحيه سوپراگلوت را بافت هم بند متراكمي به نام مامبران كوادري آنگولر تشكيل ميدهد كه سدي در راه نفوذ تومور به نسوج عمقي تر مي باشد و زير مخاط ناحيه گلوت و ساب گلوت را بافت همبند متراكم ديگري به نام كونوس الاستيكوس ( مامبران تري آنگولر ) تشكيل ميدهد.

ناحيه ونتريكول فاقدبافت هم بندمتراكم زيرمخاطي است ولذا توموردر اين ناحيه به راحتي به عمق حنجره نفوذ پيدامي كند.

فضاي پشت مامبرانهاي فوق رافضاي پاراگلوتيك گويندكه ونتريكول بـاآن فضـاهـاارتباط مستقـيم داردوتوموردراين ناحيه براحتي به سه قسمت حنجره بسط مييابد.

تـومورهاي سوپرا گلوتيك ناحيه اپي گلوت ميتواند از محل عبور عروق ( در دو سطح اپي گلوت ) به فضاي پره اپي گلوتيك ( حاوي چربي است ) نفوذ واز اين فضا به قاعده زبان انتشار يابند.

انـواع پـاتـولوژي اسكواموس سل كارسينوما برحسب نفوذ در نسوج و تغييرات سلولي شامل، كراتوز ( پره كانسرو)، ،كراتوز با آتي پي سلولي ،اسكواموس سل كارسينوما اين ساتيو ( ماميران بازال مخاط مورد تهاجم قرار نگرفته باشد) ،اسكواموس سل كارسينوما با تهاجم سطحي ( تا حدودي مامبران بازال درگير تومور است ولي نسوج زير سالم است ) و اسكواموس سل كارسينوما مهاجم ( عضلات ونسوج عمقي تر گرفتار هستند ) ميشود.

اسكواموس سل كارسينوما برحسب افتراق سلولي به سه GRADE زير تقسيم ميشوند:

۱- Well Differntiated Carcinoma
۲- Moderately Differntiated Carcinoma
۳- Poorly Differntiated Carcinoma

واين GRADING در پيش آگهي بيماري موثر است .

سوپرا گلوت وساب گلوت سرشار از عروق لنفاوي بوده و با ارتباط لنفاتيك دو طرفه همراه هستند .

لذا متاستاز لنفاوي كانسرهاي نواحي فوق شايع است .

اكثراً تومورهاي ناحيه سوپراگلوت به شكل قارچي و گلوتيك شكل انفيلتراتيو و ساب گلوت شكل السراتو دارند.

STAGING اسكواموس سل كارسينوما حنجره برحسب محل و وسعت انتشار تومور و متاستاز لنفاوي و متاستاز دور دست به ۴ گروه تقسيم ميشوند كه در جدول ملاحظه ميفرمائيد

علائم بيماري :

گرفتگي صدا ( در نوع گلوتيك علامت زودرسي مي باشد و سبب تشخيص تومورهاي گلوتيك درمراحل اوليه بيماري ميشود) مي باشد و در هر گرفتگي صدا بيش از سه هفته بايد به بدخيمي مشكوك شد ( بخصوص د رافراد با عوامل ريسكي همراه ) .

تومورهاي بزرگ سوپراگلوت در حجم بالا سبب تغييرصدا به شكل HOT POTTATO VOICE مي شوند.

ديسفاژي در مواردي كه ناحيه پست كريكوئيد گرفتار باشد وجود دارد و علامت دير رس بيماري است .

انسداد راه هـوايـي بـه جهت تشخيص دير رس تومورهاي سوپراگلوت و ساب گلوت بوجود مي آيد و گاهي عفونت يا خونريزي تومور سبب حجيم تر شدن تومور وتنگي تفس شديدو ناگهاني ميشوند.

گلودرد مزمن از علائم تومور سوپرا گلوت است .

توسط بيمار و يا پزشك بعنوان بيماريهاي التهابي درمان ميشوند و معاينه حنجره فراموش ميشود و لذا ذر هر گلو درد بيش از سه هفته بايد به تومور حلق و يا حنجره مشكوك باشيم.

گوش درد ريفرال جزو علائم دير رس بيماري است و در ابتلاي سينوس پيريفرم مشاهده ميشود.

درمعاينه بايد زنجيره هاي لنفاوي گردني شامل مثلث قدامي وخلفي گردن دو طرف و گره لنفاوي دلفين (روي مامبران كريكوتيروئيد) و گره هاي لنفاوي پاراتراكئال و پره تراكئال معاينه شوند و نيز غده تيروئيد از نظر انتشار تومور به تيروئيد يا تومور اوليه ديگر همراه بايد معاينه شود.

اسكلت حنجره و مامبران هاي كريكوتيروئيد و تيروهيوئيد و قاعده زبان بايدلمس و مشاهده شود.

عدم حس كرپيتاسيون در حركات جانبي حنجره بروي مهره ميتواند نشانه گرفتاري ناحيه پست كريكوئيد باشد.

در معاينه حلق و حنجره بايد محل تومور و انداره آن وميزان انسداد راه هوايي و محدوديت حركات طنابهاي صوتي و آرتينوئيد ها با لارنگوسكپي غير مستقيم يا تلكسوپ و يا فيلكسيبل ارز يابي شود

ريه و كبدواستخوانها وساير سيستمها ازنظر وجود توموراوليه همراه ديگر يا متاستاز دوردست بايدبررسي شود .

تحت بيهوشي عمومي و لارنگوسكپي ريژيد و تلسكوپ و ميكروسكپ وسعت ضايعه ارزيابي ميشوند و بيوپسي از تومور بعمل مي آيد تا تشخيص مسجل شود.

فسفاتاز آلكالن و آنزيمهاي كبدي جهت بررسي متاستاز دور دست انجام ميشود و راديوگرافي قفسه صدري بعمل آمده (در موارد مشكوك سي تي اسكن ريه انجام ميشود).

وسي تي اسكن و M.R.I در توسعه اكسترا لارنژه ال تومور به فضاي پره اپي گلوتيك ، قاعده زبان، تيروئيد، عضلات گردن ، مهره هاي گردني و عضلات جلوي مهره ها را مشخص مي كند.

ساير بدخيمي هاي حنجره :

۱- ساركوما ها :شامل كندروساركوما ، فيبروساركوما ، كاپوسي ساركوما مي شوند. كندروساركوما شايعترين ساركوما هاي مي باشد و بيشتر كريكوئيد وتيروئيد را گرفتار ميسازد و تفاوت آن با كندروما فقط در مشي باليني مي باشد ( در كندرو ساركوماها ئي كه شكل ميكروسكپي آن شباهت به كندروما دارد).

۲- لنفوما بيشتر در سوپراگلوت ملاحظه ميشود.

۳- تومورهاي با منشا غدد بزاقي
شامل سيلندروما ، آدنوكارسينوما ، موكواپي درموئيد كارسينوما ميشوند كه در نواحي سوپراگلوت و ساب گلوت ديده ميشوند.

۴- تومورهاي نورو آندوكريتي
شامل كارسينوئيد كارسينوما ، آتي پيكال كارسينوما و كارسينوماي سلولهاي كوچك ميشود.

صدمات حنجــــره

صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره

صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره /صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره / صدمات حنجــــره

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست